ملا محمد مومن كرمانى

370

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

در اين وقت امير ويس فرصت يافته شروع در اظهار اخلاص و خدمتگذارى و چاپلوسى نموده ، هر روزه وارد حضور معدلت دستور ، و پيشكش و هداياى لايقه از اسب و شتر و شال ترمه و اقمشه هندى و ايرانى از نظر فيض منظر گذرانيده ، حسن خدمات او ظاهرا مستحسن طبع شريف بندگان خانى عظيم الشانى گرديده ، او را من‌جمله معتمدان به اخلاص تصور فرموده ، همه اوقات در مجامع به صدارت او مبادرت مىفرمودند و خدمات عمده به او مرجوع داشته ، با عالى حضرت ميرزا قاسم و عمال سركار نيز بناى خلطه و اتحاد گذاشته ، همگى را به تكلفات و تواضعات تطميع [ b 51 ] و از خود رضامند مىداشت . هواى كار افشار و عاليشان ميرزا عبد الرشيد كه در اول ناظر و صاحب اختيار كل ، و فى الحقيقه در عالم دولتخواهى راسخ دم ، و در جاده خيرخواهى و اخلاص‌ورزى ثابت‌قدم مىبود - چندين دفعه به عرض بعضى مراتب مبادرت مىنمود ، و به تقريب آن‌كه ميرزا قاسم راى شريف بندگان سپهسالار را گردانيد و راه‌هاى انتفاع بنابر طمع و اخذ و عمل خود ياد مىنمود - از صوابديد عاليشان ميرزا عبد الرشيد انحراف مىورزيد : - اولا در خصوص عوض فرمودن مستحفظين قلعه ، عرض نمود كه مرخص فرمودن آنها صلاح دين و دولت نيست . بندگان خان والاشان به سبب غرور و نخوت در جواب فرمودند كه : حال ، احدى را جرأت ارتكاب خلاف راى انور نمىباشد ؛ و عبث ، جمعى را محبوس داشتن ، محض بد دعائيست . - و ثانيا در باب اميرويس و خدمه او عرض نمود . عرض او را معلّل به غرض تصور فرموده ، و از اين رهگذر ، عاليشان معزى اليه مكدّر ، و چون هواى كار را بد ملاحظه نمود - دست از نظارت و خدمت كوتاه نموده ،